تبليغاتX
فرشته ی غریب
فرشته ی غریب
خواهش...
 

خواهش...

 

 

 خدایم، توانی به من دِه، تا در این شِبه قیامت دنیوی، جز از راه صبر، به راه دیگری پای

نگذارم ...

معبودم، من بنده گنهکار و خجل تو، با همهء تنگدستی کِردارم، به گشاده دستی مهر تو، امید

دارم ...

آقای من، ای که بی منت مهربانی، و بی توقع دادرس، از این آشوب ها و نامردمی ها به تو پناه

می برم، آخر اگر تو پناهم ندهی، هیچ یاری ندارم، که بسان تو میزبانیم کند ...

آقایم، سرور و سالارم، دنیای من پُر شده از ترازوهایی که کَفِه هایش با هم برابر نیستند، من را

از عدالت خودت دور مکن، دورم مکن از داشته های با تو، از آرامش با تو، مولایم، از آغوش

خودت مرا، نَرَهان ...

مهربانم، گوش های مرا به دورغ عادت مده، عادتم مده به سیاهی های شبه آدمیان، عادتم مده به

نااُمیدی، به ترس، عادتم مده ...

خدای مظلومم، در این روزگار که شبه آدمیان سیاه دل، تو را مُفت خرج می کنند، پیشانیم را جز

به درگاه خودت، به هیچ جولانگاهی فرود میار ...

جبار و رحمان من، قلب غربت نشین من به امید تو، و ناجی تو، با تعلق خاطر به تو، می تپد،

قلبم را به سوی خودت رستگار فرما ...

 

التماس دعا...

 

 

|+| نوشته شده توسط وحید در پنجشنبه 11 تیر1388 ساعت 10:21 |

داستانهای زندگی...

عشق گمشده

اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است, لباسهام رو

عوض کردم و بعد بهش گفتم: باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم

نشست و منتظر شنیدن حرف های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم...

 

برای خواندن داستان کامل به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط وحید در سه شنبه 12 آذر1387 ساعت 16:48 |

خداوند عشق..


خدا حقيقت است ، خدا عشق است .

در رويايي با ديگران حقيقت را دنبال کنيد

و هرگز از ياد نبريد که جان حقيقت ، عشق است.

به همه عشق بورزيد.


 


خداوند همواره به قلبي عاشق پاسخ مي دهد ،

زيرا ذات او عشق است.

|+| نوشته شده توسط وحید در پنجشنبه 18 مهر1387 ساعت 10:31 |

حرف دل...
آخه چی بنویسم؟؟؟

وقتی از پاکی عشق میگی همه بهت می خندند!!!

آخه چطور بگم عشق خیلی پاک...

هوس توش راه نداره...

اگه عاشق واقعی باشی مطمئن باش که پاکه پاکی؟؟

چون تو عاشقی...عاشق

ولی حیف. به هرکی از پاکی عشق میگی بهت می خنده!!!

|+| نوشته شده توسط وحید در پنجشنبه 18 مهر1387 ساعت 9:55 |

داستانهای زندگی...

سهممون از دنیا

 

خروس که آفریده شد یک چرخی روی زمین زد و با خودش فکر کرد بره سهمشو از این

 

دنیابگیره.راه دراز بود.خروس رفت و بال هاشو به هم می زد و هر کاری کرد آوازی که

 

همون روز ازل یادش داده بودن و بخونه یادش نمیومد.خروس توی راه مورچه رو

 

دید.مورچه گفت....

 

 

برای خواندن داستان کامل به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط وحید در جمعه 25 مرداد1387 ساعت 20:3 |

و عشق...
وعشق...

|+| نوشته شده توسط وحید در جمعه 21 تیر1387 ساعت 12:39 |

داستانهای زندگی...

کوزه ترک خورده

 

کوزه گری در روستا هر روز صبح  ازرود خانه با کوزه هایش برای روستا آب

 

 می آورد و یک ساقه بامبو را روی شانه هایش می گذاشت وکوزه های خالی را

 

 به دو سر آن آویزان می کرد . وقتی کوزه گر به روستا برمی گشت ....

 

 

برای خواندن داستان کامل به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط وحید در جمعه 21 تیر1387 ساعت 12:4 |

عشق...

به كوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد. به ابر گفتم عشق چيست؟باريد.به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد. به پروانه گفتم عشق چيست؟ناليد. به گل گفتم عشق چيست؟پرپرشد.وبه انسان گفتم عشق چيست؟اشك از ديدگانش جاري شد و گفت ديوانگيست .

|+| نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه 22 خرداد1387 ساعت 18:22 |

قلب عاشق...
قلب عاشق
|+| نوشته شده توسط وحید در یکشنبه 19 خرداد1387 ساعت 19:56 |

داستانهای زندگی...

زندگی را سرشار از معجزه کنید

 از مردی که صاحب گسترده ترین فروشگاههای زنجیره ای در جهان است

پرسیدندکه رازموفقیت تو چه بوده است؟ در پاسخ گفت.....

 

برای خواندن داستان کامل به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387 ساعت 10:36 |

داستان های زندگی...

قطاری به مقصد خدا

 

قطاري كه به مقصد خدا مي رفت ، لختي در ايستگاه دنيا توقف كرد و پيامبر

رو به جهانيان كرد و گفت: مقصد ما خداست . كيست كه با ما سفر

كند؟ ..............

 

برای خواندن داستان کامل به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط وحید در دوشنبه 16 اردیبهشت1387 ساعت 17:10 |

جاده زندگي...
جاده زندگي...

|+| نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه 22 اسفند1386 ساعت 18:53 |

داستان زندگي...

 داستانهاي زندگي(۱)

سلام از اين به بعد هر هفته يك داستان جالب براتون دارم كه خيلي جالبند اميدوارم خوشتون بياد.براي ديدن داستان كامل به ادامه مطلب برويد.

زندگی کردن یادمان نرود

 

دو روز مانده به پایان جهان، تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده

 

است.  تقویمش پرشده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده

 

بود.پریشان شد و آشفته و عصبانی.نزدخدا رفت تا ........

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه 22 اسفند1386 ساعت 18:2 |

دست نوشته اي براي عشق...

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده .

 

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

 

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو

 

نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي

 

كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

|+| نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه 22 اسفند1386 ساعت 16:49 |

خدا رو دوست دارم...
خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام

خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام

خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت

خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت

خدا رو می خوام نه واسه خودم ،که باشم یا برم

خدا رو می خوام نه واسه روزای تلخ آخرم

خدا رو می خوام نه واسه سکه و سکوی و مقام

خدا رو می خوام که فقط تو رو نگهداره برام

خدا رو دوست دارم چون که تو رو بهم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن و یادم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشقا رو خیلی دوست داره

خدا رو دوست دارم چون عاشق و تنها نمی ذاره

خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه

خدا رو دوست دارم اخه همیشه لبخند می زنه

خدا رو دوست دارم واسه اینکه من و تو با همیم

خدا رو دوست دارم که می دونه ما عاشق همیم
|+| نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه 22 اسفند1386 ساعت 16:36 |

تنهایی...

|+| نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه 12 دی1386 ساعت 19:7 |

اشک...
درآغوش.......درآغوشم بودی قطره اشکی بر گونه ات لغزید خواستم با انگشتانمآن قطره اشک را پاک کنم اما...!
اما، آن قطره اشک براي انگشتانم آشنا بود ... آشنا بود...؟ يادم آمد....! آن
هنگام که خداوند تو را مي آفريد خاک تو
را با اشکهاي من سرشت، راستي به گونه هاي خيس من نگاه کن، اشکهاي من براي
انگشتان تو آشنا نيست؟


|+| نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه 12 دی1386 ساعت 18:53 |

اگر دنیای ما دنیای سنگ است بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است......

اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است......

اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است.......



|+| نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه 12 دی1386 ساعت 18:44 |

انتظار...

يارا به دلم نشانه از توست
 

وین زمزمه شبانه از توست 

 

آواي تو خفته در دل چنگ
 

شور غزل و ترانه از توست
 

هر شب منم و ستاره ي اشك
 

وين گوهر دانه دانه از توست
 

با آنكه جواني ام بسر شد
 

در باغ دلم جوانه از توست
 

هرگز ز در تو رخ نتابم
 

سر از من و آستانه از توست
 

در پاي تو جان سپردن از من
 

در من غم جاودانه از توست
 

جان را بطلب بها نخواهم
 

گر نار كني بهانه از توست
 

خاليست دل اي كبوتر من
 

پرواز آشيانه از توست
 

بازآ كه فرشته ي زماني
 

اي ماه زمين زمانه از توست
 

دور از تو دلم چو شب سياه است
 

اي ماه بيا كه خانه از توست
 

از عشق تو نغمه خوان شهرم
 

غمناله ي عاشقانه از توست
 

شادم كه ز بوسه هاي گرمت
 

بر روي لبم نشانه از توست
 

|+| نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه 12 دی1386 ساعت 18:40 |

تنهایی...

تنهايی را دوست دارم زيرا بی وفا نيست ... تنهايی را دوست دارم زيرا عشق دروغی در آن نيست ... تنهايی را دوست دارم زيرا تجربه کردم ... تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايی را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايی هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد

|+| نوشته شده توسط وحید در دوشنبه 19 آذر1386 ساعت 18:55 |

کلبه غم...

|+| نوشته شده توسط وحید در دوشنبه 5 آذر1386 ساعت 18:56 |

عشق2×2...

به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر

 

عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل

 

و منطق زندگي كنند  اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد

 

 تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد.  به

 

عشق خود وفادارباشيد،تا پايان راه با عشق باشيد ، و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد . 

 

از تمام وجود عاشق شويد

|+| نوشته شده توسط وحید در دوشنبه 5 آذر1386 ساعت 18:50 |

دوستی...

اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان

 

در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر

 

روزي تهديدت كردند، بدان در

 

برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت

 

ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر

 

روزي تركت كردند، بدان با تو بودن

 

لياقت مي خواهد

|+| نوشته شده توسط وحید در دوشنبه 5 آذر1386 ساعت 18:34 |

دعا...

              خدایا : به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ ،

              

               بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است

                                      

                                      حسرت نخورم

                        

                          و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش

                                     سوگوار نباشم .                  

 

|+| نوشته شده توسط وحید در یکشنبه 4 شهریور1386 ساعت 12:16 |

احساس...

 

 

 

زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود زيباترين سخني که شنيدم

 

سکوت دوست داشتني توبود زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود زيباترين انتظار زندگيم

 

حسرت ديدار توبود زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود زيباترين هديه عمرم محبت توبود

 

زيباترين تنهاييم گريه براي توبود زيباترين اعترافم عشق توبود

 

|+| نوشته شده توسط وحید در دوشنبه 11 تیر1386 ساعت 21:4 |

عشق...
آبشار...

 

عشق:

با دوری و نزدیکی در نوسان است اگر دوری به طول انجامد

ضعیف می شود .

اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب

و دیدار و پرهیز ٬زنده و نیرومند می ماند.

اما دوست داشتن:

با این حالات ناآشناست دنیایش دنیای دیگریست 

                                                                                 دکتر علی شریعتی

 

 

|+| نوشته شده توسط وحید در دوشنبه 11 تیر1386 ساعت 20:49 |

زندگی...

شايد زندگی اون جشنی نباشه که انتظارشو داشتی ولی حال که به آن دعوت شده ای تا

     می توانی زیبا برقص

 

|+| نوشته شده توسط وحید در یکشنبه 3 تیر1386 ساعت 18:7 |

love
|+| نوشته شده توسط وحید در یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت 19:24 |

پرواز...
پرواز...
|+| نوشته شده توسط وحید در یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت 19:19 |

عشق ممنوع...

چقدر سخته وقتي تو زندان عاشقي گرفتار شدي و ازت پرسيدن جرمت

 چيه؟؟؟


بگي :عشق ...

چقدر سخته وقتي كه كادو تولدت كه هميشه كلي واست عزيزه بي وفايي باشه ...

چقدر سخته وقتي كسي كه دلت رو اسير كرده جواب نگاه عاشقانه تو رو نده ...

چقدر سخته وقتي عاشق كسي باشي كه از عشق چيزي نمي دونه ...

ولي سخت تر از همه اينه كه تو جاده هاي عاشقي به تابلوي عبور ممنوع بخوري

به همون تابلويي كه هزاران قلب عاشق رو پشت خودش نگه داشته ... 

عشق ممنوع 

|+| نوشته شده توسط وحید در یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت 19:16 |


www.irLearn.com

JavaScript Codes

JavaScript Codes